قديما خونه ها کوچيک بودن، کوچه ها بن بست
امّا میدونستی که که برای عاشق شدن، هميشه اونجا يه نفر هست
حالا خونه ها بزرگن، کوچه ها، خيابونا خيلی عريضن
امّا افسوس دلا مرده، مردم شهر بزرگ همه مريضن
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
قديما کوچه ها تنگ بودن، حالا ولی دلان که تنگن
آدما با همديگه همش تو جنگن
بيشتره عشقای امروز عشق نه، مايه ی ننگن
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
نفسا تو سينه حبسه؛ آدم از همه میترسه
اعتمادی به کسی نيس؛ عشقی و همنفسی نيس
قلب زندگی شکسته ه ؛ نفسا، نفسا تو سينه حبسه
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده
از ته دل ديگه هيچکس نمیخنده، هيشکی به هيشکی ديگه دل نمیبنده ![]()
![]()
![]()
![]()
هین کژ و راست میروی باز چه خورده ای ؟بگو
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
با که حریف بوده ای ؟ بوسه ز که ربوده ای؟
زلف که را گشوده ای؟ حلقه به حلقه مو به مو
هین کژ و راست میروی باز چه خورده ای ؟بگو
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
با که حریف بوده ای ؟ بوسه ز که ربوده ای؟
زلف که را گشوده ای؟ حلقه به حلقه مو به مو
نی تو حریف کی کنی؟ ای همه چشم روشنی!
خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو
راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
نی تو حریف کی کنی؟ ای همه چشم روشنی!
خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو
راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
مولانا
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
علي با درد ِغربت آشنا بود
علي تنهاترين مرد ِخدا بود
علي درآستين دستِ خدا داشت
قدم در آستانِ كبريا داشت
علي سوز و گدازي جاودانه است
علي راز و نيازي عاشقانه است
دل دريايي اش درياي خون بود
زخون باغ و بهارش لاله گون بود
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
نواي عشق از ناي علي بود
اذان ِ سرخ ، آواي ِ علـي بــود
علي را قدر ، پيغمبر شناسد
كه هركس خويش را بهتر شناسد
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
دل ز عشقِ تو دريا شد يا علي
جان ز شوقِ تو شيدا شد يا علي
ما به عهدِ تو پابنديم يا علي
تا به مهرِ تـو پيــونـديم يا علي
ياعلي ، قبله عاشقان ، ياعلي
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
یا حق..
گوش كنید. داره صدا میاد.
صدای پا میاد.
پای كی؟ معلومه دیگه...
صدای پای ماه خدا میاد.
ماه مهمونی خدا.
اللهم رب شهر رمضان.... الذی انزلت فیه القرآن...
نسئلك یا من هو الله الذی لا اله الا الله هو الرحمن الرحیم الملك القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار... المتكبر الخالق الباری المصور الغفار
گفتم غفار؟ خدا ما رو رحمت كنه. حاج میرزا اسماعیل آقای دولابی می فرمودند: مگه خدا غفار نیست؟ غفار یعنی بسیار آمرزنده. بسیار آمرزنده یعنی همه رو می بخشه. اگر استثناء داشته باشه(كسی رو نبخشه) این سلبی می شه و صفت غفاری از خدا نعوذبالله سلب می شه. پس یعنی صفت غفاریت خدا خود سند و دلیلی بر این است كه هركه توبه كند خدا بخشیده. اگر شك كردی كه خدا نبخشیده در صفت غفاریت خدا و در نهایت در ذات خدا شك كردی.
شب قدر...
خیرٌ من الف شهر...
محراب مسجد كوفه...
محاسن خضاب به خون سر ولی خدا...
حیدر كرار... ساقی كوثر...
خدایا.
توفیق درك ماه مبارك رمضان، ماه میهمانی ات را به ما ارزانی دار و ما را از عارفان به حقیقت شب قدر (حقیقت شب قدر در وجود مبارك صدیقه طاهره نهفته است) قرار بده. و از ما راضی و خوشنود باش.
از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید, مهمان خدا سوی خدا می آید
درهای آسمان در نخستین شب ماه مبارک رمضان گشوده میشوند و تا آخرین شب آن بسته نمیشوند ..
التماس دعا ..
یا علی مدد
کاش در این رمضان لایق دیدار شوم
سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم....
یه ماه رمضون دیگه .. یه حس قشنگ دیگه ..
یه انتظار به ربنای شجریان و اذان موذن زاده دیگه ..
یه سفره قشنگ افطاری .. حس خوب غروب .. مناجات با اونیکه خیلی دوسش داریم و او هم دوسمون داره ..
صف نون وایی دم دمای غروب ..خیرات اش رشته و زولبیا بامیه ..
خستگیو انتظار .. تحمل کردن .. عطش .. : اینا همش یعنی اونی که اون بالاس راضیو شاده ..
اینا یعنی اول عاشقی ..
پس یه یا علی مدد باحال به همه مسافرای راه عشق ..
خیلی مخلصیم ..
شاید بشود درمان بیماران شد..
شاید بشود با همین دستها .. گل کاشت و سازی را به نرمی بنواخت..
شاید بشود با همین دستها گرفت هوارا .. نور را و هر چیز که احساس لطیفی دارد ..
ولی باید نگریست .. باید فکر کرد !!!
به نگارینه شعر سهراب و به عشق یک باز .. !!
به لطیفی مرگ .. به سختی تولد .. و به نرمی اب .. !! و توان یک خاک و صبوری درخت ..
و به بخشندگی خورشید و تمامیت انسان فکر کرد !!!!!!!!
تا شاید بشود گفت گیاه ..عاقل تراست از یک انسان !!؟؟
شاید بشود ارزو کرد به یک اوج رسید .. به یک نور رسید .. به یک او رسید .. عاشق شد .. عاشق ماند .. و عاشقانه رفت .. درست مثل سهراب ... !
خودم - ۳۰/۳/۱۳۸۶
ساعت۲ شب..!!
طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش
پدر خاک به آسمون سپرده دلشو
صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش
قنوت بسته آسمون به قامت ستاره
رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره
اگه که سبزه فدک اگه می چرخه فلک
اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک
بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست
ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست ...
به یاد ناصر عبداللهی .. همیشه ماندگار !!
شعر:فرزاد حسنی
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
ما پرده ي پندار دريديم علي يار
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
ديديم عيان در همه جا نقش جمالت....مولا
ديديم عيان در همه جا نقش جمالت....مولا
ديديم عيان در همه جا نقش جمالت
تابيد به دل پرتو انوار جلالت
گشتيم همه عاشق و شيداي وصالت
آسوده نخفتيم شبي را ز خيالت
چون باد به كوي تو وزيديم علي يار
چون باد به كوي تو وزيديم علي يار
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
ما صوفي سرمست و قدح نوش و فقيريم
صافي نظر و صافدل و صاف ضميريم
سلطان طريقت شه بي تاج و سريريم
محتاج به حقيم نه بر شاه و وزيريم
دست طمع از هر دو بريديم علي يار
دست طمع از هر دو بريديم علي يار
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
اي همدم و همراز نبي در شب معراج
اي صد چو سليمان به درت بنده و محتاج
خاك قدمت بر سر شاهان جهان تاج
ما را به هوايت دل و دين رفت به تاراج
بس طعنه ز اغيار شنيديم علي يار
بس طعنه ز اغيار شنيديم علي يار
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
ما را ز ازل نام تو تا نقش جبين شد
از پرتو دل ديده ي ما نور ميبن شد
مهرت به دل سوختگان ماء معين شد
دل مخزن اسرار حق و عرش برين شد
ما بر در دل عبد عبيديم علي يار
ما بر در دل عبد عبيديم علي يار
ما عشق تو ناديده خريديم علي يار
اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
یا علی مدد..
گر تو هستی اهل معنا اهل علم و هوشیار..
پشت دروازه کسی آینه پوش آمده است
گوش کن گوش خیابان به خروش آمده است!
پشت دروازه ی آدینه صدایم کردند
سیصدوسیزده آیینه صدایم کردند!
جاده درجاده صدای نفس صبح ظهور
آسمان می رقصد درهوس صبح ظهور!
افق ازشوق تماشایش قندیل به دست
آسمان می شکفد شهپر جبریل به دست!
این مسیح است که ازعرش به زیرآمده است
یعنی آغوش خداتوبه پذیرآمده است
این مسیح است که برمسجداقصی بارید
آن طرف تر به سرغربت «قانا» بارید!
گو«ادریس»زبام ملکوت آمده است
«خضر»باتکه ای ازابر قنوت آمده است
باد ازپیرهن دوست شمیم آورد ه است
به هوارقص کنان «عظم رمیم» آورده است
آسمان پنجره درپنجره نورآمده است
گردش چشم خداسمت ظهور آمده است!
هله ای چشم به راهان ظهوراوآمد!
شده تفسیر،مزامیر زبور اوآمد!
جاده ها یکسره ازشوق،شقایق پوشند
سربه داران چمن بازعلم بردوشند!
تکیه برقبضه شمشیر عدالت خواه است
گوش کن برنفس جاده کسی درراه است!
«ونرید»استکه درحنجره ها می شکفد!
برلب باغچه هاشعرخدامی شکفد!
«ونرید»است که درنعره ِی اقیانو س است
سبز درسبز سواری به کفش فانوس است!
سبزتر ازنفس فروردین گل کرده است
بانسیم سحری دوش به دوش آمده است!
نوربرپنجره هاباز بغل واکرده است
ودلم تشنهِ ی گلبانگ سروش آمده است
هرطرف می نگرم بوی خدا می شنوم
نفس واشدن پنجره ها می شنوم
چشم تاکارکند موج به موج آینه است
می رود شعرشکفتن همه جا دست به دست!
گفته بودند دلش درگذر علقمه است!
روزوشب زمزمه اش نغمه ی یافاطمه است
یاکه می آیدیک صبح بهاری ازراه
صبح آدینه ی موعود که می روید ماه
اوبه خونخواهی هفتادودوخورشیدآمد!
صدمدینه به درسوخته باریدآمد
یا علی مدد..
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
خدایا یادم بده یادم باشه یادت باشم...
قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است!
یا علی مدد..
از کوفه برون آیید در تفرقه پوسیدیم
از اشهد ان مولا ما هیج نفهمیدیم
با نام علی بردند با نام علی خوردند
ما چشم فرو بستیم در همهمه خوابیدیم
پشت هبل و عزا از نام علی لرزید
جنس تن ما از چیست کز او نهراسیدیم
او نان شب خود را می داد به مسکینان
ما نان گدا را هم در بادیه دزدیدیم
جز خرقه نپوشیدیم جز مهر نبوسیدیم
از بحر علی اما یک قطره ننوشیدیم
شمشیر علی ناحق بر سینه نمی رقصید
ما پیرو او با تیغ بر قافله تازیدیم
آیین علی این نیست ابزار علی دین نیست
یک عمر در این منزل جز بت نپرستیدیم
او بو که صد طوفان از جای نمی بردش
مائیم که با هر باد صد دایره چرخیدیم
پیش تو باز کم آوردم
خیلی بد شد
قسم دروغی خوردم
خیلی بد شد
با غریبه منو دیدی
خیلی بد شد..
in abiyat tavasote yeki az khanadegane keshvaremoon khoonde shode va tavasote vezarate ershad mojavez sader shode .. va hala be abiate zire tavajoh konid:
هو بکشم قلندری مدد یا مرتضی علی
محو جمال حیدرم سرّخدای ازلی
ساقی بزم لا مکان مرشد قطب عارفان
پیر همه پیمبران صاحب تاج سروری
جام جهان نمای او واسته وصال او
بحق حق جمال او صولت پاک حیدری
doostane man ,,in abiat ham motalesgh be yeki digar az khanandegane keshvaremoon hast..amma chand vaghti hast be donbale mojavez gereftan ast az ershad..agar deghat kami ham karde bashin in abiat dar vasfe molamoon ali gofte shode vali dar shere bala dar vasfe yeki az dokhtarane bikare jameamoon soroode shode ke oon agha joloye oon khanoom kam ovorde va cheghadr bad shode ke kam ovorde va hala bayad khak bar saresh berize chon kam ovorde va ela akhar..
doostaye khoobam ..ghezavat ba shoma .. in yek eshtebah ast ke ershad karde ya be rasti be ghole masiha barzegar .. : behtar ast jaye mardane siasat bekarim derakht ta hava taze shavad ..???!!!!
کس نمیداند ز من جز اندکی
وز هزاران جرم و بدفعلی یکی
هر چه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناورده آورده گرفت
نام من در نامه ی پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
عفو کرد آن جملگی جرم و گناه
شد سفیدم نامه و روی سیاه
آفرین ها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا
اگر سر هر موی من گردد زبان
شکر های تو نیاید در بیان
تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد
تویی تنها تویی تو علت من تو
تو بخشاینده بی منت من
صدایم کن صدای تو ترانه است
کلامت آیه هایی عاشقانه است
تو را من سجده سجده میپرستم
که سر بر خاک بر زانو نشستم
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي . به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي .داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي . به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه //خداحافظ
حامي
ای شهاب .. ;
ای مولای من .. ;
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم..
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
باز من ديوانه ام، مستم
باز مي لرزد دلم، دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم
هاي نخراشي به غفلت گونه ام را تيغ
هاي نپريشي صفاي زلفكم را دست و آبرويم را نريزي دل
لحظه ديدار نزديك است ...
هو بکشم قلندری مدد یا مرتضی علی
محو جمال حیدرم سرّخدای ازلی
ساقی بزم لا مکان مرشد قطب عارفان
پیر همه پیمبران صاحب تاج سروری
جام جهان نمای او واسته وصال او
بحق حق جمال او صولت پاک حیدری
خیز و قدح بدست گیر دست بدست مست گیر
مست پیاله اش شویم مستی ناب حیدری
khodaya age sima nabood man bayad dare weblogamo takhte mikardam ..baz ham mamnoonam azash ke shere jadide farman fathaliane aziz ro be name ghalandari baram ferestade...
ya ali.
اسمان چشم او آیینه ی کیست؟
آنکه چون آینه بامن روبرو بود
دردونفرین*دردونفرین برسفرباد
سرنوشت این کجایی دست اوبود
گریه نکن که سرنوشت گرمرا ازتو جدا کرد
عاقبت دلهای ما باغم هم آشنا کرد
چهره اش آینه ی کیست؟
آنکه بامن روبرو بود
دردونفرین برسفر این گناه دست اوبود
ای شکسته خاطر من*روزگارت شادمان باد
ای درخت پرگل من *نو بهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان*سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود*آنچه کردی با دل من
قصه ی سنگ وسبوبود
من گلی پژمرده بودم*گرتوراصدرنگو بوبود
