پست های جديد ..
1. هفتادو دو ماه .. / 2 . خوبی .. !!
سکوتی میان دو نگاه
پست های جديد ..
1. هفتادو دو ماه .. / 2 . خوبی .. !!
هفتاد دو ماه و ظهر عاشورا شق القمر امام را ديدم
هفتاد دو پشت آسمان خم شد وقتی کمر امام را ديدم
هفتاد و دو زبح و يک خليل الله در عزم خليل حق خلل هرگز
در سير و سلوک فی سبيل الله تعظيم به هيبت هبل هرگز
در هلهله ی بتان هر جايی اينگونه که ديد خود شکستن را
افروخت شراره ی ستم سوزی آموخت ره زخويش رستن را
بنگر حرکات نور اعظم را در ورطه ی تشنگی تلاطم کرد
هفتاد و دو کشتی نجات آورد هفتاد و دو نوح وقف مردم کرد
هفتاد و دو کاروان و يک سالار هفتاد و دو باهه روبه رو دارد(ميدان)گاهی ز تنور و گاه بر نيزه با امت خويش گفتگو دارد
آن اسوه ی پاک باز ميگويد آنان که ز راز مرگ آگاهند
در دشت جنون زپا نمی افتند بر مرکب خون هماره (همواره)در راهندهفتاد و دو صف فشرده چون پولاد هفتاد و دو قبضه موم در يک مشت
هفتاد و دو سر سپرده ی مولا تسليم اشاره های يک انگشت
انگشت اشارتی که او دارد فردا به مصاف ميبرد ما را
گر شيوه ی نو پريدن آموزيم تا قله ی قاف ميبرد ما را
فردا که ز نيزه می دمد خورشيد فردا که خروس مرگ ميخواند
ار خنجر و مرگ حجله ميبنديم ما را چو عروس مرگ ميخواند
هفتاد و دو لحظه لحظه ی پرواز هفتاد و دو کربلای پی در پی
هفتاد ودو لحظه ی سر افرازی سرهای بريده خون چکان بر نی
شعر از مرحوم آقاسی
صحرای سوزانی را می نگرم با آسمانی به رنگ شرم و خورشیدی کبود و گذران و هوایی آتش ریز و دریایی رملی که افق در افق گسترده است. جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام همسفر فرات است و شمشیر ها از همه سو کشیده و تیر ها از همه جا رها و خیمه ها آتش زده و رجال در اندیشه ی غارت و کینه ها زبانه کشیده و دشمن در کمین و دوست بازیچه دشمن و هوای تفتیده و غربت سنگین و زمین شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و دجله ی سبز و فرات سیاه مرز کین و مرگ در اشغال خصومت جاری و می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم او که قربانی این همه زشتی و جهل است.
به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور در خون ایستاده است؛واین تن صدها ضربه را همچنان به پا داشته.ترسان و مرتعش از هیجان نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالامیرم،اینک دو دست فرو افتاده دستی بر شمشیر که به نشانه ی شکست انسان فرو می افتد.
نوشته ی:معلم شهید دکتر علی شریعتی
بر گرفته از کتاب"حسین وارث آدم"
سلام ..
دوستان عزيز .. از اين پس اين وبلاگ با طراحی جديد و همينطور هر بار ، با دو مطلب منتظر نظرات محترم دوستان هست ..
و شاد باشيدو شاداب .. ۱.حسین وارث آدم / ۲. قصه گو
روزها و شب ها در حیرت همین انسانها مانده ام....
از بودن و نبودنشان...از ظاهر و باطن وارون شدهء همین آ دمیزاد!
از دروغ هایشان فراریم و در انزوا اشک هایم جاریست از شنیدن.
وای که چقدر سیاه است زمانی که با خودت هم صادق نباشی...
پس لحظه لحظه ء زندگی پر شده از معصیت هایی که حتی از ذره ای از آن هم خبر نداری
وای بر بی خبری...وای بر انسان(؟)
فکر
...فکر..فکررویا
...رویا..رویاواقعیت
...واقعیت..واقعیتواقعیت...کجاست...انسان مساویست با واقعیت.
ولی انسان واقعی کجاست؟!!!
و اما عشق...
انسان عاشق...روحی سبکتر از یک تبسم
و بال هایی فراتر از بال فرشتگان
انسان واقعی مساویست با انسان عاشق.
اما کجاست عشقی به پاکی واقعیت.
امان از بی خبری...
نابود کن..سیاهی هایی را که حقیقتت را پوشانده پاک کن.
تو خود عشقی و عرش کبریایی سزاوار توست.
از خودم....زندگی ، نقطه سر خط ..
بی وفايی شده عادت ..
تو نوشته بودی ديدار ..
سه تا نقطه به قيامت
زندگی ، نقطه سر خط
تلگرافی شده نامت ..
قلبمو مچاله کردی ..
لای نقطه چينه نامت ..
عزيزم نقطه سر خط ..
برو با خياله راحت ..
به تو تقديم اين ترانه ..
به جای جواب نامت ..
با سی و دو حرف دلگير
مختصر .. مفيد و ساده ..
گفتی که سايه ی عشقت
از سرم خيلی زياده ..
زيره دردو خط کشيدی ..
ضربدر زدی رو اسمم ..
تا بدونم که به عشقت
تا که جون دارم طلسمم ..
توی يک کاغذ بی خط
حرفای خسته به نوبت
توی سرزمين نامت
حرفه ( ت ) کرده قيامت
ت مثل تو مثل ترديد ..
ت مثله آخره طاقت ..
مثله تنهايی مثل تب
مثله آخره خيانت ...

ای دل بيا مناقبی از اصفيا بخوان .............. يک شمه ای ز تاج سر اوليا بخوان
با خاکيان ، کواکبيان ، آسمانيان ............... يک دم حديث کنت مع الانبيا بخوان
از مظهرالعجائب عالم نمی بدان ............. وز مظهرالغرائب حق کيميا بخوان
در مصحف خدا لقبش هل اتی ببين ................ واندر زبور نام ورا ايليا بخوان
سرمايه ولای علی را به جان بخر ................. خود را فراتر از همه اغنيا بخوان
خاک در سراچهء قنبر غلام او .................. بر ديدگان خويش چنان توتيا بخوان
نيت علی است ، حلقه علی ، ذکر ما علی است
برتر علی است ، خواجه علی ، ذوالعلی علی است
قفلی که بی کليد بود وا نمی شود .............. بيت خدا بغير خدا جا نمی شود
خانه بغير صاحب خود ره نمی دهد ............ کعبه بدون نام علی وا نمی شود
ديوار هم برای علی باز می شود ............. کاری که بهر هيچ کس امضاء نمی شود
تنها ميان بيت خدا آشنا بود ................... اين خانه غير خوبش پذيرا نمی شود
بنت اسد نه، ام اسد ، راه وا کنيد ............. جز ماده شير مادر مولا نمی شود
خلقت علی است ، قبله علی ، عشق ما علی است
فرياد کعبه هم به خدا ذکر يا علی است
مادر به زادگاه علی خيره مانده است ..... کعبه به پيشگاه علی خيره مانده است
اطراف بيت، گرد حرم، دور تا به دور ........ يک امتی به راه علی خيره مانده است
ناگه خبر رسيد که هجران به سر رسيد ...... عالم از اين پگاه علی خيره مانده است
آمد برون ز کعبه خداوند نوريان ........... مادر به روی ماه علی خيره مانده است
لبخند آشنا به پيمبر نشاط داد ............. احمد از اين نگاه علی خيره مانده است
حجاج اگر هنوز طواف حرم کنند ......... خلقت به زادگاه علی خيره مانده است
جنت علی است ، کوثر علی ، مصطفی علی است
ذکر نبی و فاطمه يا مرتضی علی است
تبريک ای خلايق سرمد علی رسيد .......... خيزيد ای سپاه محمد علی رسيد
خيزيد ای گروه رسولان به پای عشق ........ بر انبياء مبصر و ارشد علی رسيد
گيرم گواه آيهء پاگ مباهله ................ جان جهان و هستی احمد علی رسيد
بر طاق عرش بر در جنت به آسمان ......... بنوشته با خطوط زبرجد علی رسيد
سر عباد، رکن بلاد، آيه رشاد .............. مقصود را تجسم مقصد علی رسيد
عزت علی است ، شوکت علی ، جانفزا علی است
فرقان علی است ، طارق علی ، والضحی علی است
عشقش بود شراره ولی حر نار نيست ......... مهرش بود هماره غمی گه گدار نيست
نامش اگر علی است ز اعلی گرفته است .... منشق ز حی و دور ز پروردگار نيست
دست خدا، جمال خدا، ديدهء خداست ...... پس کيست آن نگار اگر کردگار نيست
ما چون مسافريم و علی ساربان عشق ..... ديگر غم و فراز و نشيب و حصار نيست
آن مجمعی که ذکر علی نيست زينتش ...... دارای هيچ منزلت و افتخار نيست
پيداست از رخی که ندارد غم علی .......... هر چند آدمی است ولی مايه دار نيست
زينت علی است ، منجی علی ، مه لقا علی است
يعسوب علی است ، قائد علی ، مقتدا علی است
سرمايه ولايت مولاست هستی ام ......... جام می ولای علی داده مستی ام
پيمانهء محبت او جرعه جرعه نيست ........ درياست باده ای که کند مست مستی ام
هيئت بهانه نيست که ميخانهء دل است ........ محکم کند به ميکده عهد الستی ام
با خصم او به غير برائت نمی شود ...... بيعت به دشمنش نکند پاک دستی ام
ما خلق برتريم که با مهر حيدريم ........ اين است رمز و راز سويدای هستی ام
دست مرا بگير علی جان هزار جای .... کز سوی توست نعمت يکتا پرستی ام
عصمت علی است ، پاکی علی ، با صفا علی است
کعبه علی است ، مکه علی و منا علی است
عید بزرگ غدیر خم را به همه دوستداران شاه شاهان،علی مرتضی،نور چشم پیغمبر تبریک و تهنیت عرض میکنم.
یا علی....
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
چه جوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی
نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جایه موندنه
نه مونده راهه پیشو پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشمو اسیره دسته غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم ..