سلام..![]()
مدت ها بود که فکر رفتن را به سر داشتم اما هیچ چیز نمی گفتم و تنها به آن فکر می کردم و جایگاهش را در ذهنم تثبیت می ساختم....
تا اینکه این تصمیم آنقدر ثابت شد و به مرحله ای رسید که باید بازگویش می کردم.
دلیل های بسیار زیادی برای رفتن دارم اما دقیقا نمی دانم که این دلایل در کجای ذهنم ریشه دوانده اند!...ولی خوب می دانم که وقت رفتن است و این تصمیم عجولانه گرفته نشده...بلکه بیش از حد روی آن تامل کرده ام!!!
خب...انسان ها باید حداقل قبل از مرگ یکبار دیگر مرگ را تجربه کنند...نمی خواهم بگویم که این وبلاگ برایم همچون زندگی بوده است..نه...ولی خب قسمتی از تراوشات ذهنم که باز هم قسمتی از زندگی ام بوده در آن وجود داشته...!!!
لطف بیکران پوریای عزیز که باعث شد پا در این محفل امواج بگذارم را هرگز فراموش نمیکنم..و لحظه لحظه بابت این فرصتی که در اختیار من گذاشت از او تشکر خواهم کرد...و امیدوارم که روزهایش پر از شادی باشد و دلش مملو از نور حق!
از شما دوستان خوبم هم بابت صبر و تحمل بی حد و مرزتان در مقابل مطالب بی ارزش بنده ی حقیر بسیار ممنونم..!
و امیدوارم که با خواندن متن های غنی و با ارزش پوریای عزیز خرسند شوید و بتوانید شکنجه های ذهنی گذشته از جانب من را به باد فراموشی بسپارید...
روزهای پر از آرامشی را برای تک تک شما عزیزان آرزومندم
لحظه لحظه تان بسوی کمال باد
خدانگهدار! ![]()
![]()