تبليغاتX
رويای نيمه کاره

رويای نيمه کاره

سکوتی میان دو نگاه

۱)

کلاغ پر .. فیروز ! پر .. !

سر یکی‌ از کلاس‌ها .. که طبق معمول به وقت گذروندن و سرچ کردن عکس‌ها و مطالب مختلف میگذرونیم .. همینطوری یاد پارسا پیروزفر افتادم .. !! سرچ کردم " پیروزفر ، پارسا " بدون هیچ دلیلی‌ حس کردم اگه فامیلیش رو اول بنویسم عکسای بیشتری بهم میده گوگل ... ! اما این اتفاق نیفتاد . دوستم گفت دیدی بهت گفتم نمی‌شه .. درست بزن ! بزن .. پارسا .. فیروز پر !!

 

۲)

برنامه غذایی

پارسال بود داشتیم با پویا راجع به برنامه ریزی غذایی هفته صحبت میکردیم .. غافل از اینکه توی کتابخونه معمولا آدمای‌ مختلف‌ از کشور‌های مختلفی‌ حضور دارن و بهتره که مراقب نوع شوخی‌‌ها بود ! پویا گفت من مینویسم پیتزا و سیب زمینی‌ برای ناهار .. خیلی‌ بی‌ هوا گفتم آخه افغانی کی‌ با پیتزا سیب زمینی‌ می‌خوره واسهٔ ناهار ! پویا سرخ شد و ساکت ! نه از اینکه بهش گفت بودم افغانی .. واسه اینکه بغل دستی پویا افغانی بود ! آره ..  افغانی بود.

۳)

کریسمس با پویا !

سومین و آخرین سوتی برمیگرده به رکورد دار سوتی‌های مدرسه .. دوست خوبم پویا .. که سوتی هاش انقدر حرفه ای‌ هست که در سطح این وبلاگ نیست اما من با اجازش یکی‌ دیگه از اون شاهکار هارو اینجا میذارم. برای طراحی در کلاس برای کریسمس با پویا ۲ ساعت کار کردیم .. ۲ زنگ بعد پویا رو دیدم .. ! انگار مغزش رو ریست کرده بودن ! خیلی‌ جدی بهم گفت امروز دکور در  کلاسمون عالی‌ شد .. حتما باید بیای ببینی‌ ! و .. سکوت !! و پویا باز هم سرخ شد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 20:4  توسط پوریا سردشتی  | 

 

یکی‌ دو تا  نیست عزیزم !

درس دارم !  کلی‌ کار و برنامه ریزی برای جشن ۱۸ آوریل دارم ! کلی‌ تمرین و ساخت و در آوردن ملودی‌های چند قسمتی‌ برای نمایش دارم ! تا دلم بخواد پروژهٔ درسی‌ دارم برای تحویل دادن ! تا دلت بخواد تنبلم ! به رسم عادت همیشگی‌ اول دفتر ساله ۸۸ رو  ۱۱ تا آرزو و برنامه‌های امسال رو نوشتم ( با روان نوسی نوک نمدی استدلر / قرمز) .. امیدوارم بشه که من به این ۱۱ تا آرزوی امسالم برسم ! گاهی اوقات سر آدم انقدر شلوغ می‌شه که آرزو که هیچ .. از کار‌های اجباری هم خسته می‌شه ! البته من خسته نیستم .. فقط یکم تنبلم ! نمیدونم چرا صبح‌ها که از خواب پا میشم .. به شدت این بیت دوست نداشتنی توی ذهنم مرور می‌شه ... ؛

سالی‌ که نکوست ، از بهارش پیداست !

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 18:33  توسط پوریا سردشتی  | 

می زنم استکانم را
به شیشه قلبت
به سلامتی همه زاغ های
روی پرچین ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 16:18  توسط پوریا سردشتی  |