تبليغاتX
رويای نيمه کاره - عید اومد ، بهار اومد ، تو دوری اما ...

رويای نيمه کاره

سکوتی میان دو نگاه

 

یه بهاری بود انگار .. یادته ؟

بهار ۸۰ بود ...

عالم بچگیو عیدی گرفتنو پیک شادی !

 بار سفر رو بستیمو عازم سرزمین نیاکان شدیم ... انگار که همین دیروز بود .. تمام جاده طالقان به گوش دادن آلبوم دوم آریان و سر و کله زدن با علی‌ گذشت.

چقدرم خوش گذشت .. چقدر بیخبر بودم از تمام اتفاق هائی که قرار بود بیفته و من .. نه من ، بلکه هیچ کس فکرشو نمیکرد ! من .. تو .. پیک شادی .. برف .. پوتین‌های گلی ... سر گردنهٔ طالقان .. اکو سیستم .. دعا .. آموزش پرورش.. وای خدای من .. این کلمات رو یادت میاد ؟ پشت این کلمات هزاران هزار خاطره هست

.. برای من .. برای تو .

. برای هرکسی که اونجا بود و هرکسی که شنید و دید اون ماجراهارو ! 

حالا بعد ه   ۸ سال .. این اولین بهاری که باهمیم .. اومدنت به زندگیم مبارکه !


برای فریبا و علی‌ عزیزم آرزوی شادی و خوشبختی‌ می‌کنم ... دوستون دارم .
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 17:59  توسط پوریا سردشتی  |