کلاغ پر .. فیروز ! پر .. !
سر یکی از کلاسها .. که طبق معمول به وقت گذروندن و سرچ کردن عکسها و مطالب مختلف میگذرونیم .. همینطوری یاد پارسا پیروزفر افتادم .. !! سرچ کردم " پیروزفر ، پارسا " بدون هیچ دلیلی حس کردم اگه فامیلیش رو اول بنویسم عکسای بیشتری بهم میده گوگل ... ! اما این اتفاق نیفتاد . دوستم گفت دیدی بهت گفتم نمیشه .. درست بزن ! بزن .. پارسا .. فیروز پر !!
۲)
برنامه غذایی
پارسال بود داشتیم با پویا راجع به برنامه ریزی غذایی هفته صحبت میکردیم .. غافل از اینکه توی کتابخونه معمولا آدمای مختلف از کشورهای مختلفی حضور دارن و بهتره که مراقب نوع شوخیها بود ! پویا گفت من مینویسم پیتزا و سیب زمینی برای ناهار .. خیلی بی هوا گفتم آخه افغانی کی با پیتزا سیب زمینی میخوره واسهٔ ناهار ! پویا سرخ شد و ساکت ! نه از اینکه بهش گفت بودم افغانی .. واسه اینکه بغل دستی پویا افغانی بود ! آره .. افغانی بود.
۳)
کریسمس با پویا !
سومین و آخرین سوتی برمیگرده به رکورد دار سوتیهای مدرسه .. دوست خوبم پویا .. که سوتی هاش انقدر حرفه ای هست که در سطح این وبلاگ نیست اما من با اجازش یکی دیگه از اون شاهکار هارو اینجا میذارم. برای طراحی در کلاس برای کریسمس با پویا ۲ ساعت کار کردیم .. ۲ زنگ بعد پویا رو دیدم .. ! انگار مغزش رو ریست کرده بودن ! خیلی جدی بهم گفت امروز دکور در کلاسمون عالی شد .. حتما باید بیای ببینی ! و .. سکوت !! و پویا باز هم سرخ شد !